X
تبلیغات
نیاز من.فقط تویی!!!لعنت به ام اس

نیاز من.فقط تویی!!!لعنت به ام اس

دست روزگار همه چیز را گرفت حتی تو را.من تشنه یک بوسه ام.برگرد

سر گردونم

سلام

دیگه باید سلام کنم چون دوستان جدید ام اسی من به این وبلاگ رفت و امد میکنند

وقتی وبلاگ هاتونو میخونم.حس خوبی بهم دست میده و دوست دارم تو وبلاگم بنویسم.بعضی از وبلاگها خیلی خوب بود.این جا میشه حرف هایی که تو دل مونده رو زد

اما چند تا سوال دارم

کمکم کنید

بعد از تزریق حالت تهوع دارم؟

بدن درد شدید؟

فقط استامینوفن میخورم.فکر کنم دیگه اثر نداره.چه کاری باید انجام بدهم که تزریقم اذیتم نکنه

راستی امروز پنج شنبه است

پنج شنبه ها عصر با (( نیاز )) میرفتیم...

جمعه ها حتما کوه

عصر جمعه چایخونه

اما الان پنج شنبه است و من تنهام

با حسرت!

با حسرت تو نیاز.

گناه من چی بووووووووووووووووووووووووووووووووووود؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 18:10  توسط پویا  | 

دلم خیلی برات تنگه

نیاز میدونی امروز چه روزیه؟

من و تو جاده شمال.

من و تو و دریا

من و تو و اتیش

من و تو و...

اما امروز میرم دکتر

بدنم درد میکنه.خیلی

سرگیجه دارم.سردرد حالت تهوع.داروی لعنتی خرابم کرده.

ای کاش پیشم بودی

چه روزهایی ...واااااااااااااااااااای خدای من.من نیازم میخوام

اگه دوستم نداشتی چرا؟؟؟؟؟؟؟

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ذهنم پر از این چراهاست.باور کنم دلیل همه این ها "" ام اس "" بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه چرا زخم زبونم میزنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لعنت به ام اس

+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 16:32  توسط پویا  | 

هیچ کسی دوستم نداره

رفتم پیش مدیرمون گفتم بیمه منو درست کن

کمرم شکست

هزینه سنگینه

بهم خندید.گفت خدا بزرگه.

کو بزرگیش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گناه من چی بود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 11:30  توسط پویا  | 

بی معرفت!!!!!!!!!!!!

یعنی هیچ کسی نیست بیاد بهم بگه تو خری یا ادم.

عصا به دست شدم

عصا

بهم خندید خیلی قشنگ از اون خنده های نمکیش.گفت نفرین منه

به خدا قسم.به خداااااااااااااااااااااااااااااااا دوسش دارم

ای کاش یه دونه از اون امپول هایی که میزنم پراز هوا بود

نیاز من دارو نیست

نیاز من فقط تویی

رفتم فیزیو تراپی زن وشوهری اومده بودن.منم با حسرت تو.دلم میخواست گرمی دست هات رو شونه ام باشه

تنهام گذاشتی بی معرفت

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

گناه من چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:25  توسط پویا  | 

دلم فقط مرگ میخواد!!!

دلم خیلی گرفته بود

به کی بگم دارم دیونه میشم یه لحظه یاد این جا افتادم این جام من تنهام هیچ کسی نیست باز دلم خوشه چند تا کد حرف های منو میشنون

نیاز داره دیونه ام میکنه.بم نامه داد پویا این همه سال تحملت کردم خوشحالم تموم شد

گناه من چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو همون دختری بودی که دستای منو گرفتی

همونی که گفتی چشمام برای تو

همونی که گفتی...

همونی که گفتی تمام وجودم برای تو.

چرا رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داغونم نیاز

داغونم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 23:21  توسط پویا  | 

دنیای تاریک تنهایی دنیای تاریک ام اس سلام

سلام

اومدم تا بنویسم از تنهایی از بی کسی از حسرت

حسرت دختری به نام نیاز که منو رها کرد تنها گذاشت به بهانه یه بیماری به بهانه ام اس

شاید بهانه اش بود اما من سوختم

نیاز ۶ سال دوست من بود و نامزد کرده بودیم وای که چه ها که نکردیم وای چه عشق ها که نسوزندیم هنوز گرمی شونه هاش.دریای چشماش .مهربونی دستاشو احساس میکنم

هنوز هم رویای منه.

اما بد شانسی اینه که با هم همکاریم نه تو یه ساختمون اما هر روز میبینمش با همون مانتوی تنگ و کوتاه با همون راه رفتن اروم با همون ناز

نیاز !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! داغونم کرد

فقط میتونم خودمو با این جمله اروم کنم که بهونه اش بود اما همینم یعنی یه عمر عشق فناشده

نمیدونم چی شد (( ام اس )) اومد.خسته ام و داغون

آونکس میزنم.هزینه سنگین درمان یه طرف.نیاز من یه طرف

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااا

این قرارمون نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نیاز من فقط تویی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 20:38  توسط پویا  |